جمال الدين محمد الخوانساري
85
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
5386 راكب الظّلم يدركه البوار . سوار ظلم در مىيابد أو را هلاكت ، يعنى هلاكت اخروى ، بر وجهي كه در فقرهء سابق شرح شد . 5387 راكب الطّاعة مقيله الجنّة . سوار طاعت يعنى فرمانبردارى حق تعالى خوابگاه أو يعنى منزل وجايگاه أو بهشت است . ودر بعضي نسخهها « منقلبه » بجاى « مقيله » است وبنا بر اين ترجمه اينست كه : جاى بازگشت أو بهشت است . 5388 راكب العجل مشف على الكبوة . سوار شتاب مشرف است بر كبوه يعنى برو در افتادن يعنى لغزيدن وافتادن در زيان وخسران . ودر بعضي نسخهها « العجلة » بجاى « العجل » است ، ودر بعضي « مشرف » بجاى « مشف » وترجمهء همه يكيست . 5389 راكب الّلجاج متعرّض للبلاء . سوار لجاجت متصدّى بلاست يعنى بلا از براي خود تحصيل ميكند وگويا قصد آن دارد . 5390 ردّ الشّهوة اقضى لها وقضاؤها اشدّ لها . برگردانيدن خواهش فارغ كنندهترست از آن ، وبر آوردن آن محكم كنندهترست آنرا ، يعنى اگر كسى ردّ خواهش نفس كند واز آن بگذرد زود فارغ شود از آن وآزار آن نكشد ، واگر بر آورد آنرا ، اين محكمتر كند آنرا ، وباز خواهش ديگر كند ، وهمچنين هميشه گرفتار خواهشى باشد . 5391 راكب الظّلم يكبو به مركبه .